سفارش تبلیغ
صبا
آن که طمع را شعار خود گرداند خود را خرد نمایاند ، و آن که راز سختى خویش بر هر کس گشود ، خویشتن را خوار نمود . و آن که زبانش را بر خود فرمانروا ساخت خود را از بها بینداخت . [نهج البلاغه]
حرفهای حسن اقا
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» جنرال

نمایش تصویر در وضیعت عادی

نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » حسن 2020 ( دوشنبه 89/7/19 :: ساعت 11:41 عصر )
»» آقایان: چطور در مشاجره با خانم ها پیروز شویم

آقایان: چطور در مشاجره با خانم ها پیروز شویم

همه زوج ها دعوا می کنند. از هر 10 مرد، 9 نفر می گوید، "پیروز شدن در مشاجره با خانم ها غیرممکن است!" و به همین خاطر است که اکثر مردها وقتی دعوایی پیش می آید، تقصیرشان را پذیرفته، راهشان را می گیرند و می روند. اما آیا به این معنی است که خانم مشاجره را برده است؟ نه اینطور نیست! با این آمار بالای طلاق، خیلی مهم است که زوج ها بفهمند که رمز یک رابطه موفق گفتگو است. مشاجره پیش می آید، چه بخواهید و چه نخواهید. اما هر دوی شما می توانید در آن مشاجرات برنده باشید.

وقتی پای ابراز عقاید به میان می رسد، خانم ها هم همان چیزی را می خواهند که آقایون می خواهند. آنها توجه کامل طرف مقابلشان و یک چیز کوچک که "احترام" نام دارد را می خواهند. بله کاملاً درست است. اگر موقعی که جلوی شما ایستاده و با عصبانیت زیاد حرف می زند، شما سعی می کنید که از گوشه و کنار صفحه تلویزیون که جلویش را گرفته را نگاه کنید مشکل توجه کردن دارید. تصور کنید که می خواهید به متخصص کامپیوترتان توضیح دهید که چرا نمی توانید به بازی ها و ویدئوهای موردعلاقه تان دسترسی داشته باشید. اذیت شده اید و واقعاً از این وضعیت نابسامان کامپیوترتان خسته اید. و با تمام وجود سعی می کنید برای متخصص توضیح دهید که کامپیوترتان چه مشکلی دارد. اما می بینید علیرغم همه این تلاش های شما متخصص کامپیوتر حواسش جای دیگر است و دور و بر خانه تان را برانداز می کند. چه حسی به شما دست می دهد؟ آیا آن خستگی و کلافگیتان بدتر نمی شود؟ چه چیز می توانست جلوی این بدتر شدن مشکل را بگیرد؟ کمی توجه متخصص کامپیوتر؟ درست است؟

وقتی خانمتان جلوی شما ایستاده و جمله ای که شما از آن متنفرید را به زبان می آورد: "باید با هم حرف بزنیم"، شما بعنوان شوهر او باید به حرفهایش گوش دهید. نه سرسری! بلکه از اعماق وجودتان! باید درک کنید که برای اکثر خانم ها، حرفهایی که آن لحظه تحویلتان می دهد، روزها فکر و ذکرش را مشغول کرده است. چرا؟ چون خانم ها برخلاف آقایون در هر موقعیتی خودشان را خالی نمی کنند. آنها عادت دارند که به یک مسئله بارها و بارها فکر کنند، به امید اینکه در آخر بدون اینکه مجبور شوند با شما روبه رو شوند، راه حلی پیدا شود.

خوب حالا تلویزیون، رادیو، کامپیوتر و یا هر چیز دیگری که حواستان را پرت می کند را خاموش کرده اید. بنشینید و از خانمتان هم بخواهید بنشیند. البته خیلی آرام و نه با عصبانیت. یادتان باشد، وقتی عصبانی هستید تنها چیزی که نمی توانید تحمل کنید این است که یکی برایتان رئیس بازی دربیاورد. اگر همسرتان قبول نکرد که بنشیند، اشکالی ندارد. باید طوری رفتار کنید که او احساس راحتی کند. همین.

به احتمال خیلی زیاد همسرتان شروع می کند به تند تند حرف زدن. اگر متوجه حرفهای او نمی شوید با مهربانی از او بخواهید که تکرار کند. همه تلاشتان را بکنید که وقتی حرف می زند متوجه همه حرفهایش بشوید. اینرا هم یادتان باشد که هیچکس، حتی مردها، دوست ندارند بین کلامشان کسی حرف بزند. پس حرفهایش را قطع نکنید و اجازه بدهید اول حرفهایش را تمام کند.

وقتی او حرفهایش را تمام کرد، الان نوبت اولین شانس پیروزی شماست. اگر نزدیک به شما نشسته است، دست هایش را بگیرید و بفشارید. اگر اینطور نیست حتماً به چشمهایش خوب نگاه کنید. قبل از اینکه شروع به صحبت بکنید، یک نفس عمیق بکشید و با صدایی صافتر و مهربان تر از لحن او حرف بزنید. اولین جمله ای که می توانید بگویید چیست؟ "متاسفم که این مسئله تو را اینقدر ناراحت کرده است!: چی؟ هنوز چیزی نشده معذرت خواهی کنید؟ بله! با این حرف تقصیری به گردن نمی گیرید، فقط می خواهید با او همدردی کنید. با درک عصبانیت او اولین قدم را در مسیر درست برداشته اید.

ما زن ها خوب می دانیم که مشکلاتمان ممکن است چیزهایی باشد که نظر شما نسبت به آن کاملاً مخالف نظر ماست. و می خواهیم که صادقانه نظرتان را درمورد آنها بدانیم. اما اکثر مردها با لحنی تهدیدآمیز و عصبانی نظراتشان را بیان می کنند که فقط آتش دعوا را تندتر می کند. قبل از اینکه نظر خودتان را ابراز کنید، بگویید که احترام زیادی برای حرفهایش قائل هستید اما نظر شما در این مورد متفاوت است و دلتان می خواهد که او هم به حرفهای شما گوش دهد. بعد، هر دوی شما صلح می کنید. شروع به ابراز عقیده خودتان بکنید و به پاسخ هایی که به شما می دهد خوب گوش کنید. اینجای کار که می رسد می بینید که به طرز شگفت آوری صدای خانمتان پایین تر آمده و لحنش نرم تر شده است. حرف زدن را تا جایی ادامه دهید که به یک نظر مناسب و یکسان برسید طوریکه هر دوی شما راضی باشید. با یک آغوش گرفتن و بوسه عالی حرف زدن را تمام کنید و به او یادآور شوید که همیشه می تواند درمورد هر چیزی که خواست با شما به راحتی حرف بزند.

زن ها به هیچ عنوان از مردهایی که فقط سخنرانی می کنند خوششان نمی آید. ما واقعاً دوست داریم که سریع به یک نتیجه خوب برسیم. ما انتظار نداریم که شوهرمان خودش را جای ما بگذارد. فقط می خواهیم که با همان مقدار احترام و مهربانی که خودش انتظار دارد با ما رفتار کند. پس دفعه بعدی که مشاجره ای بین شما و همسرتان اتفاق افتاد، آن مشاجره را از یک دادوبیداد و جار و جنجال به یک گفتگوی منطقی و شاد تبدیل کنید.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » حسن 2020 ( پنج شنبه 89/7/15 :: ساعت 7:21 عصر )
»» نها بازمانده یک کشتی

تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دورافتاده برده شد،
او با بیقراری به درگاه خداوند دعا می‌کرد تا او را نجات بخشد، او ساعتها
به اقیانوس چشم می‌دوخت، تا شاید نشانی از کمک بیابد اما هیچ چیز به چشم
نمی‌آمد.
سرآخر ناامید شد و تصمیم گرفت که کلبه ای کوچک خارج از ساحل بسازد ....

تا از خود و وسایل اندکش را بهتر محافظت نماید، روزی پس از آنکه از
جستجوی غذا بازگشت، خانه کوچکش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود،
بدترین چیز ممکن رخ داده بود، او عصبانی و اندوهگین فریاد زد: خدایا چگونه
توانستی با من چنین کنی؟


صبح روز بعد او با صدای یک کشتی که به جزیره نزدیک می‌شد از خواب برخاست، آن می‌آمد تا او را نجات دهد.


مرد از نجات دهندگانش پرسید: چطور متوجه شدید که من اینجا هستم؟

آنها در جواب گفتند:ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم!

نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » حسن 2020 ( جمعه 89/7/9 :: ساعت 8:29 عصر )
»» مردمان یورتال

چگونه کنترل احساساتتان را به دست گیرید

کنترل کردن احساسات به معنای نادیده گرفتن آنها نیست. به این معناست که آنها را بشناسید و در مواقع مناسب آنها را ابراز کنید، نه بدون کنترل و تصادفی.

مراحل

1. احساساتتان را بشناسید. میلیون ها راه برای احساس کردن وجود دارد اما دانشمندان احساسات انسانها را به چند احساس اصلی تقسیم بندی کرده اند: لذت، پذیرش، ترس، تعجب، ناراحتی، تنفر، عصبانیت و پیشبینی. انجمن تشخیص و آمار روانشناسی امریکا مهمترین احساساتی که بیشترین مشکل را برای ما ایجاد می کنند را این احساسات برشمرده اند: عصبانیت، ترس، اضطراب و افسردگی.

2. بدانید که احساسات مرموزانه و از غیب ظاهر نمی شوند. بسیاری اوقات ما در سطح ناخودآگاهمان تحت مرحمت احساساتمان هستیم. با شناخت احساساتمان در سطح خودآگاه بهتر می توانیم آنها را کنترل کنیم. بدترین کاری که می توانید بکنید این است که احساساتتان را نادیده بگیرید یا سرکوب کنید چون حتماً می دانید که اگر اینکار را بکنید این احساسات بدتر شده و بعدها فوران می کنند. در طول روز از خودتان بپرسید، "الان چه احساسی دارم؟" اگر می توانید دفترچه ای برای یادداشت احساساتتان داشته باشید. وقتی احساس افسردگی می کنید، مکث کنید و موقعیتی که این احساس را در شما ایجاد کرده بررسی کنید. به احساستان از 1 تا 100 نمره بدهید طوریکه عدد 1 کمترین شدت و عدد 100 بالاترین شدت را نشان دهد.

3. ببینید در آن زمان چه فکری از سرتان می گذشته است. مکث کنید و ببینید به چه چیز فکر می کردید و تا زمانیکه نفهمیدید چه فکری آن احساس را در شما ایجاد کرده دست برندارید. مثلاً ممکن است رئیستان بدون اینکه حتی متوجه باشد موقع ناهار به شما نگاه نکرده باشد و این فکر در ذهن شما ایجاد می شود که، "او آماده است که من را اخراج کند!"

4. حادثه ای که آن فکری که احساس مورد نظر را ایجاد کرده تایید می کند را روی کاغذ بیاورید. بعنوان مثال، ممکن است حرفی از دهانتان خارج شده باشد که او را عصبانی کرده باشد و جمع و جور کردن آن دیگر ممکن نباشد.

5. حادثه ای که مخالف آن فکر است را نیز بنویسید. اگر فکر کنید می فهمید که ازآنجاکه هیچ کس نمی تواند به خوبی با این رئیس راه بیاید، به همین خاطر نمی تواند کسی را اخراج کند چون تعداد کارمندان همین حالا هم کم هستند.

6. از خودتان بپرسید، "راه دیگری که منطقی تر و متعادل تر از این رویکرد باشد برای دیدن این موقعیت وجود دارد؟" با در نظر گرفتن این دلیل جدید می توانید نتیجه بگیرید که با وجود عصبانیت رئیس، کارتان کاملاً در امنیت است. البته ممکن است هنوز کار یا رئیستان را دوست نداشته باشید و بخواهید که دنبال کار دیگری بگردید. اما حداقل می توانید برای پیدا کردن یک کار بهتر به خوبی وقت بگذارید و نیازی نیست نگران بیکاری باشید.

7. انتخاب های مختلف را در نظر بگیرید. وقتی احساسی را شناسایی کردید، به حداقل دو راه برای واکنش دادن به آن فکر کنید. وقتی تصور کنید که فقط یک راه برای واکنش دادن وجود دارد، احساساتتان کنترل شما را به دست می گیرند. همیشه انتخاب های مختلفی پیش رویتان است. بعنوان مثال، اگر کسی اذیتتان می کند و شما عصبانی می شوید، واکنش فوری شما می تواند این باشد که شما هم او را اذیت کنید اما صرفنظر از اینکه آن احساس چه باشد، همیشه حداقل دو جایگزین دیگر هم دارید:

o        هیچ عکس العملی نشان ندهید. اما اگر اینکار را می کنید باید شناسایی احساستان را ادامه دهید. فقط به این خاطر که به یک احساس واکنش نمی دهید به این معنا نیست که آن احساس وجود ندارد. اگر انتخاب می کنید که هیچ عکس العملی نشان ندهید، باید حتماً به خاطر یک دلیل باشد (همانطور که در مورد بعد توضیح داده خواهد شد) نه به خاطر اینکه ترس از روبه رو شدن.

o        عکس کاری که معمولاً انجام می دهید را انجام دهید.

8. انتخاب کنید. حالا که انتخاب های مختلفی پیش رویتان است، وارد عمل شوید:

o        اصول – می خواهید چه کسی باشید؟ اصول اخلاقی شما چیست؟ می خواهید نتیجه این موقعیت چه باشد؟ و آخر اینکه کدام تصمیم بیشتر باعث افتخارتان خواهد بود؟ اینجاست که راهنمایی های مذهبی برای خیلی افراد وارد کار می شوند.

o        منطق – چه راهکاری نتیجه دلخواهتان را می دهد؟ بعنوان مثال، اگر با یک دعوای خیابانی مواجه شده اید و می خواهید که راهکار صلحطلبانه را پیش بگیرید، می توانید از آن گذر کنید اما این احمال وجود دارد که اگر رویتان را برگردانید طرف مقابل عصبانی تر شود. شاید بهتر باشد که عذرخواهی کنید و اجازه بدهید تا زمانیکه آرامتر شود حرفهایش را بزند.

9. نگرشتان را تغییر دهید. مراحل بالا نشان می دهد که چطور اجازه ندهید احساساتتان رفتار شما را کنترل کند اما نشان نمی دهد که چطور خودِ آن احساسات را تغییر دهید. اگر می خواهید احساساتتان را کنترل کنید باید نگرشتان به دنیا را عوض کنید. اگر یاد بگیرید که چطور خوشبین باشید، خواهید دید که احساسات منفی کمتر به سراغتان می آیند. حتی می توانید مستقیماً خیلی از اعتقادات اصلی خودتان که افکار ناراحت کننده و منفی برایتان ایجاد می کنند را از بین ببرید. می توانید با بحث های درونی از شر این ایده های ازاردهنده خلاص شوید. در زیر به چند نمونه از این افکار و اعتقادات ناراحت کننده اشاره می کنیم:

o        برای اینکه فردی باارزش باشم باید در همه جنبه ها فردی کامل باشم. هیچ کس نمی تواند در همه چیز کامل باشد. اما اگر باور داشته باشید که اگر کامل نباشید فردی شکست خورده هستید فقط تا آخر عمر خودتان را بدبخت می کنید.

o        باید همه کسانیکه برایم مهم هستند دوستم داشته باشند و قبولم کنند. گاهی اوقات نمی توانید از دشمن سازی برای خودتان جلوگیری کنید. خیلی ها هستند که با همه بدرفتار هستند. اما نمی توانید برای راضی نگه داشتن آنها زندگی را به خودتان زهر کنید.

o        وقتی مردم غیرمنصفانه رفتار می کنند به خاطر بدجنسیشان است. اکثر کسانی که با شما غیرمنصفانه رفتار می کنند دوستان و خانواده ای دارند که عاشقشان هستند. همه انسانها ترکیبی از خوبی و بدی هستند.

o        خیلی احساس بدی است وقتی ناامیدم، با من بد رفتار می کنند یا نادیده ام می گیرند. برخی افراد این حس را دارند که به خاطر اینکه نمی توانند کوچکترین ناامیدی را تحمل کنند، همیشه شغلشان را از دست می دهند یا روابطشان به خطر می افتد.

o        بدبختی از نیروهای خارجی ناشی می شود که کاری برای تغییر آن از دستم برنمی آید. خیلی از زندانیان وضعیتشان را گردن قضا و قدر می اندازند و می گویند که نقشی در آن نداشته اند.

o        اگر چیزی خطرناک یا ترسناک است باید نگران آن باشم. خیلی ها باور دارند که نگران بودن به دور شدن مشکلات کمک می کند.

o        خودداری از مواجهه با سختی ها و مسئولیت ها ساده تر از روبه رو شدن با آنهاست. حتی تجربیات دردناک هم اگر با آنها روبه رو شوید می تواند پایه ای برای یادگیری و رشد شما در آینده باشد.

o        به خاطر اینکه اتفاقات گذشته زندگی من را کنترل کرده، حال و آینده ام هم باید همینطور باشد. اگر این واقعاً صحت داشت به این معنا بود که ما زندانیان گذشته مان هستیم و تغییر غیرممکن است. اما انسانها همیشه در حال تغییرند و بعضی وقت ها این تغییرات چشمگیر است.

o        وقتی کارها آنطور که می خواهم پیش نمی رود خیلی بد است. آیا می توانستید روند زندگیتان را پیشبینی کنید؟ مطمئناً نه. به همین خاطر نمی توانید پیشبینی کنید که کارها آنطور که شما می خواهید پیش خواهند رفت یا نه.

o        فقط با لذت بردن و خوش گذراندن و تفکر هرچه پیش آید خوش آید می توانم فرد خوشبختی باشم. اگر این درست بود تقریباً همه آدم های پولدار بازنشسته هیچ کاری نمی کردند. اما درعوض می بینید که همه آنها از چالش های جدید بعنوان راهی برای رشد بیشتر استفاده می کنند.

نکات

·      یادبگیرید که از انحرافات شناختی که باعث می شود همه چیز بدتر از آن چیزی که هست به نظر برسد دوری کنید. اکثر ما این را شنیده ایم که می گویند نیمه پر لیوان را ببینید. اما وقتی قدرت درکتان منحرف می شود، فقط نیمه خالی لیوان را می بینید. در زیر به چند نمونه اشاره می کنیم:

o        تفکر هیچ چیز یا همه چیز. همه چیز یا خوب است یا بد و هیچ چیز بین این دو وجود ندارد. اگر شما کامل نیستید پس کاملاً شکست خورده هستید.

o        تعمیم افراطی. یک اتفاق بد موجب یک سلسله اتفاقات بد می شود.

o        فیلتر ذهنی. یک چیز منفی همه چیز را منفی می کند. خیلی وقت ها وقتی افسرده اید نیمه خالی لیوان را می بینید.

o        مردود کردن جنبه مثبت. اگر کسی نظر مثبتی نسبت به شما ابراز می کند به حساب نمی آید. اما اگر کسی چیز بدی درموردتان بگوید "همیشه می دانستید".

o        نتیجه گیری سریع. بااینکه هیچ واقعیت قطعی وجود ندارد که نتیجه گیری شما را تایید کند، یک تفسیر و نتیجه گیری منفی می کنید.

o        خواندن ذهن. فکر می کنید که کسی به شما بی احترامی می کند و برای مطمئن شدن از آن تلاشی نمی کنید. فقط تصور می کنید که اینطور است.

o        اشتباه طالع بینی. فکر می کنید که همه چیز بد پیش خواهد رفت و خودتان را قانع می کنید که این حقیقت دارد.

o        بزرگسازی و کوچکسازی. تصور کنید که با یک دوربین به خودتان یا کسی دیگر نگاه می کنید. ممکن است تصور کنید که اشتباهی که انجام داده اید یا موفقیت کسی دیگر مهمتر از آن چیزی است که هست. حالا تصور کنید که دوربین را برمی گردانید و از آن سر دوربین به همان چیزها نگاه می کنید. کاری که انجام داده اید ممکن است کم اهمیت تر از آنچه که بوده جلوه کند و اشتباه کسی دیگر کم اهمیت تر از آنچه که هست به نظر برسد.

o        استدلال احساسی. تصور می کنید که احساسات منفی شما منعکس کننده واقعیت امر است: "من اینطور حس می کنم پس باید واقعیت داشته باشد."

o        بایدها. تلاش می کنید که به خودتان برای کاری انگیزه بدهید. باید اینکار را بکنی. حتماً اینکار را بکن و امثال آن. اینکار باعث نمی شود که علاقه ای برای انجام آن پیدا کنید فقط باعث می شود احساس گناه کنید. وقتی این بایدها را برای بقیه به کار ببرید احساس عصبانیت، دلسردی و خشم خواهید کرد.

o        برچسب زدن. این یک نوع حاد از تعمیم افراطی است. وقتی که اشتباهی مرتکب می شوید به خودتان برچسب می زنید، مثل، "من یک بازنده هسنم". وقتی رفتار اشتباه فردی دیگر شما را ناراحت می کند باز یک برچسب منفی به او می چسبانید.

o        به خود گرفتن. تصور می کنید که شما علت اتفاقات بد هستید درحالیکه هیچ تقصیری متوجه شما نبوده است.

هشدارها

·      خیلی مهم است که بتوانید کنترل احساساتتان را به دست گیرید اما سرکوب کردن آنها یا نادیده گرفتنشان کاملاً متفاوت از این قضیه است. سرکوب کردن احساساتتان ممکن است باعث بروز اختلالات جسمی و احساسی در شما شود.

·      مشکلات احساسی آنقدر پیچیده هستند که نیاز به کمک تخصصی یک روانشناس، مشاور، یا مددکار دارد



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » حسن 2020 ( سه شنبه 89/7/6 :: ساعت 7:20 عصر )
»» همسرداری

نکاتی مهم از همسرداری موفق

-        همیشه با رفتارت امنیت و آرامش را به همسرت هدیه کن.

-    به او اطمینان کن و تا وقتی که دلیل محکمی یرای سوء اطمینان به تو ثابت نشده به او شک نکن و نگذار همسرت چنین احساسی کند.

-        هیچ گاه به همسرت بی احترامی نکن حتی زمانی که از او عصبانی هستی.

-        کوچک شمردن او پیش روی فرزندان آفت خانواده است.

-        تو باید کاری کنی که فرزندتان به همسرت احترام بگذارد و همسرت باید طوری رفتار کند که فرزندتان به تو احترام بگذارد.

-        هرچه بیشتر همسرت را درک کنی به او نزدیک تر می شوی.

-        خانواده اش را خانواده خودت بدان.

-        به همسرت نشان بده که به خاطر او حاضری نظر و تصمیمت را عوض کنی.

-        بگو و نشان بده که دوستش داری.

-    هدیه حتما نباید گرانقیمت یا به مناسبتی باشد. گاهی اوقات یک گذشت از اشتباه یا اختصاص زمان غیرمنتظره به وی از هر چیزی ارزنده تر است.

-     اغلب ما وقتی از کسی عصبانی می شویم فقط بدیهای او را به خاطر می آوریم اما بهتر است یادمان باشد که لحظات خوشی را هم با او داشته ایم.

-        هنگامی علاقه همسرت را نسبت به خود بیشتر می کنی که بپذیری شادی و مشکلات او، شادی و مشکلات تو هم هست.

-        اگر زندگیت را دوست داری به او سرکوفت نزن.

-        دروغ گفتن به همسر می تواند مانند گام برداشتن در میدان مین، شخصیت و اعتبار تو را متلاشی کند.

-        از اعتماد، محبت و مهربانی او سوء استفاده نکن.

-        در مورد اختلاف ها و سوء تفاهم ها به گرمی با یکدیگر مذاکره کنید.

-        لباس مورد علاقه او را بپوش و از عطری که دوست دارد استفاده کن.

-        به علاقه مندی هایش توجه کن و همیشه سعی کن تا به آن ها برسد.

-        اگر از موضوعی ناراحت و غمگین است، سعی کن در آن لحظات کنارش باشی.

-        هیچ گاه روبروی هم قرار نگیرید، همیشه کنارهم و تکیه گاه هم باشید.

-        لجبازی با همسر، لجبازی با روان، زندگی و آینده خود است.

-        بی دلیل او را از علاقه مندیهایش دور نکن.

-        با او عامرانه صحبت نکن، استفاده از کلماتی مانند لطفا، خواهشا، هرچی تو بگی و ... گناه و ضرری ندارد!

-        هیچ گاه از شدت علاقه ات نسبت به او کم نکن، زیرا بی اندازه در ذهن او و زندگی تو تاثیر منفی می گذارد.

-        هر کار خوبی که برای همسرت قصد انجام دادنش را داشتی و به دلایلی محقق نشد صادقانه برایش تعریف کن.

-    همیشه از خوبی های او سخن بگو، من این طرز فکر را قبول ندارم که با تعریف از همسر یا فرزندان آن ها را مغرور و سودجو می کنیم چراکه تعریف از حسنات دیگران باعث می شود تا او بفهمد که کار خوبش برای اطرافیان مهم است و برایش ارزش قائلند و آن را درک می کنند، همین دلیل خوبی برای ادامه و ارتقای آن کار خوب می شود.

-        به همسرت در هر کاری انرژی مثبت بده و آشکارا برای موفقیتش دعا کن.

-        برای احساساتش بیش از هرچیزی ارزش قائل شو.

-        نزد دیگران مخصوصا خانواده هایتان او را کوچک نکن.

-        زود در مورد او قضاوت نکن، با یکی دو بار نتیجه گیری نمی توان فورا نظر قطعی صادر کرد چون شرایط و موقعیت های مختلف و خیلی چیزهای دیگر در نوع برخورد و رفتار افراد در زمان های مختلف متفاوت است که برای رسیدن به کلیات آن زمان و بررسی های زیادی لازم است.

-    هیچ گاه همسرت را به عمد آزمایش نکن، سعی کن صبور و منطقی باشی و با زیر نظر داشتن او در شرایط طبیعی به خواسته ات برسی زیرا در آزمایش های عمدی به این علت که او از تو توقع چنین رفتار غیرمنتظره ای را نداشته احتمال دارد عکس العملی خلاف میل باطنی اش انجام دهد، ضمن اینکه از اعتمادش نسبت به تو شدیدا می کاهد.

-    بهتر است چند مدتی یکبار در مورد رفتار و اعمال خود از یکدیگر نظر سنجی کنید، البته در صورتی که از ظزفیت انتقاد پذیری بالایی برخوردار هستید این کار را  بکنید و به هیچ عنوان کار را به جرو بحث نکشانید.

-        تهدید او مانند شلیک به مغزِ زندگی مشترکتان عمل می کند.

-        هنگام بروز مشکلات امید دهنده باش نه امید گیرنده.

-        با هر مشکل کوچکی راه خودت را جدا نکن، صبور و مستحکم باش تا پایه ای زندگیت قدرتمند باشد.

-        از نبخشیدن اشتباه احساس افتخار نکن.

-        هیچ گاه نگذار کار به جایی برسد که او تو را فردی قدر نشناس و بی معرفت بداند.

-        از خانواده همسرت در هنگام بروز مشکلات دلجویی کن و یاری رسان آن ها باش



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » حسن 2020 ( دوشنبه 89/6/22 :: ساعت 7:46 عصر )
»» همه چی ارمه

شلوارا کوتاهه، مانتوها چسبونه
دوهزارتا لیلی واسه هر مجنونه

من چه‌قد خوشبختم همه‌چی آرومه
مانتوها چسبونن، همه‌چی معلومه!

بگو این آرایش تا ابد پابرجاس
حالا که خط‌چشم تو نگاهت پیداس!

من چه‌قد خوشبختم زندگی آسونه
زندگی شیرینه همه‌چی ارزونه

همه‌چی آرومه غصه‌ها خوابیدن
پول خوبی می‌دن واسه‌ی زاییدن!

ما چه‌قد خوشبختیم همه‌چی آرومه
چه‌کسی بیکاره؟ چه کسی محرومه؟

غول بدبختی رو  غول خوشبختی خورد
هرچی که مشکل بود همه رو لولو برد!

قاضیا بیکارن زندونا تعطیله
پایه‌ی میز کسی نیست کلی میله

شیشه‌ی نوشابه جز واسه خوردن نیست
کار وانت غیر از پرتقال بردن نیست!

تو خیابون غیر از لیلی و مجنون نیست
روی هیچ دیواری قطره‌های خون نیست

نیست اصلا سانسور سایتها فیلتر نیست
توی میزگردا پشت هم زرزر نیست!

اونقَدَر خوشبختم اونقَدَر خوشحالم
که به بعضی‌جاها وازلین می‌مالم!

زده زیر دلمون خوشی ِ افراطی...
من نخوردم چیزی یا نکردم قاطی!

این ترانه‌ی قشنگ(همه‌چی آرومه)
اثری از من نیست، اثر باتومه!



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » حسن 2020 ( جمعه 89/6/19 :: ساعت 7:43 عصر )
»» عید سعید فطر

پربار شدن توشه معنوی مومنان و عید سعید فطر بر شما مبارک باد



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » حسن 2020 ( جمعه 89/6/19 :: ساعت 12:4 صبح )
»» رار از راه استرس

?? راه برای رهایی از استرس


شما چگونه روزهای پر استرس را می گذرانید؟ در حقیقت روزهای پر استرس یا کم استرس، برای افراد مختلف متفاوت و نسبی است.ممکن است یک روز که یک فرد در اوج استرس و فشار های روحی قرار دارد، شخص دیگر در حال تفریح و گردش باشد. خانواده هایی که دارای دو فرزند هستند، فکر می کنند دارای تنش و استرس بیشتری نسبت به افرادی هستند که دارای یک فرزند هستند.البته استرس برای خود من هم به وجود آمده است. برای مثال چند وقت پیش، فرزند سه ساله من به وسیله افراد بیگانه به گروگان گرفته شده بود. البته منظور من از افراد بیگانه، آدم فضایی هایی که برای اکتشاف به زمین آمده بودند یا افراد عجیب نیست ، بلکه شخصی بود که برای جلب نظر اجتماع این کار را کرده بود. در آن موقعیت، من بیشتر از همه به همسرم نزدیک شده بودم و بیشترین کلمه ای که در طول یازده سال زندگی مشترک از دهان من خارج میشدکلمه ” همسر ” بود.

تقریباً میلیون ها سال طول می کشد تا یک ژن در بدن ما تغییر کند. من این موضوع را مطرح کردم تا بدانیم از نظر فزیولوژیکی ، ما همان انسان های سیصد سال پیش هستیم اما ببینید چقدر اشیاء در طول این سالها تغییر کرده است! بعضی از وسایل کار انسان ها را آسان تر کرده است: لباسشویی ها، شوینده ها، سیستم حمل و نقل، تنوع مواد غذایی، نیروی برق وغیره. اما بعضی دیگر واقعا زندگی را خسته کننده و کسل کننده کرده اند:” تلفن های همراه، ترافیک، افزایش جمعیت ، غذاهای مصنوعی و بی ارزش،تلویزیون و برنامه های خسته کننده. یکی ازدوستان من که پزشک نیز هست می گوید: بر طبق آمار، معمولا تصمیماتی که ما در یک روز میگیریم برابر کل کارهایی است که در قدیم یک فرد در طول یک سال انجام می داده است.بنابراین این مساله اصلا عجیب نیست که ما برای فرار از شر استرسی که ناشی از انجام این کارها است، به الکل و شیرینی روی بیاوریم.

تمام این دیوانگی ها، استرس ها و اضطراب هایی که این زندگی ماشینی و سریع برای ما به ارمغان آورده است، غیر قابل فرار است. به دلیل غیر قابل تغییر بودن ژن ها، ما مجبوریم برنامه ای را اتخاذ کنیم که بتوانیم به وسیله آن از عهده این زندگی و تنش های آن بر بیاییم. بنابراین به نظر شما چه کارهایی می توان انجام داد تا بدون از دست دادن سلامتی و شادابی بدن، بتوانیم با استرس و تنش ها مقابله کنیم؟

?? ورزش کنید. باور کنید ورزش کردن یکی از بهترین راه هایی است که می توانید از استرس دور بمانید. من خودم بار ها امتحان کرده و نتیجه گرفته ام. فقط کافی است هر روز بعد از اینکه از سر کار بر می گردید ، پیاده روی تندی انجام دهید تا خون در رگ های شما راحت تر جریان پیدا کند. این ورزش برای کاهش وزن نیست، بلکه برای این است که سالم بمانید و عقل سالم و فکر راحتی داشته باشید.

?? از موادی استفاده کنید که ارزش غذایی دارند. مواد غذایی بی ارزش( فست فود ها ، مواد فرآوری شده و مواد قندی) هیچ کمکی به مغز و یا بدن برای مقابله با استرس نمی کنند.در صورتی که غذاهای با ارزش غذایی بالا، به راحتی بدن را در مقابل هزاران تنش و فشاری که از محیط وارد می شود حفظ کرده و برای سلامتی مغز و فکر مفید هستند. هر بار که من شکلاتی را می بینم، به این فکر می کنم که چقدر برای بدن من مفید است. فکر نکنید اشتباه می کنم. اگر روزانه مقدار اندکی شکلات بخورم و از خوردن آن لذت ببرم ، مشکلی ایجاد نمی شود. اما اگر از خوردن آن احساس بدی به من دست دهد و ناراحت شوم ، خوردن آن باید متوقف شود.چرا که باعث خوب شدن بیماریها و استرس های من نمی شود و حتی ممکن است کاری کند که من دیگر از غذا های مفید نیز برای برطرف کردن استرس و اضطراب خودم استفاده نکنم. در این مواقع بهتر است سبزیجات را جایگزین کرد. شما همیشه باید از موادی استفاده کنید که مقاومت بدن شما را بالا ببرد و بالاترین سطح سلامتی را برای بدن شما داشته باشد.

?? توجه کنید: اجازه ندهید استرس واضطراب به شما غلبه کند.مواردی که باعث ایجاد استرس و اضطراب در شما می شود را شناسایی کرده و اجازه ندهید که به زندگی شما را ه پیدا کنند. هنگامی که بتوانید استرس و اضطراب را شناسایی کرده و آن را پیش بینی کنید، به راحتی می توانید با آن مقابله کنید.

?? با دیگران درد دل کنید: با یکی از دوستان و یا همکاران خود در باره استرس صحبت کنید. گاهی درد دل با یکی از دوستان می تواند اندکی از بار استرس شما کم کند.

?? شوخ طبعی خود را حفظ کنید: هنگامی که می خواهید در باره استرس با کسی صحبت کنید، بهتر است اندکی شوخ طبعی و مزاح نیز با آن همراه کنید.به نظر من هر کسی که شوخ طبع نباشد، مانند کسی است که در حال غرق شدن در رودخانه است.

?? حق شناس و سپاس گذار باشید: دختر من بسیار اجتماعی و خوش صحبت است. گاهی اوقات من دلم می خواهد او کمی ساکت باشد تا من آرامش داشته باشم . اما من باید سپاسگذار باشم چرا که خدا به من دختری داده است که بسیار اجتماعی و خوش مشرب است و همیشه می تواند به راحتی با من صحبت کند.اما ما بعضی اوقات ایده ها ی مختلفی داریم . او معتقد است که به اندازه کافی اندامش ایده آل است و احتیاج به رفتن به باشگاه را ندارد. البته باز هم جای شکرش باقی است که او به اندازه کافی خودش را توانا و سالم می بیند که دنبال کار مناسب باشد و سر کار برود!من بابت کار های او از او تشکر می کنم . بنابراین شما هم عادت کنید که از همه تشکر کنید و در مدت زمان کوتاهی خواهید دید که زندگی شما از تیرگی به سمت روشنایی می رود و در نتیجه روابط خوبی با دیگران خواهید داشت.

?? از خود بپرسید: علت این همه عجله چیست؟ قدری تفریح داشته باشید. ما اغلب بسیار مشغله داریم و بنابرین نمی توانیم هر جا که دوست داریم برویم و فراموش می کنیم که باید از زندگی لذت ببریم .بنابراید اگر در زندگی فرصتی به دست آوردید تا بتوانید از لحظات لذت ببرید، به هیچ عنوان آن را از دست ندهید.

?? نفس عمیق بکشید: هنگامی که احساس می کنید که دچار استرس و اضطراب شده اید، قدری تامل کنید. حتی برای چند ساعت هم که شده بیرون بروید تا با خودتان و افکارتان تنها باشید. بعضی ها دوست دارند بیرون بروند و قدم بزنند، بعضی ها دوش می گیرند، بعضی ها هم به کلیسا می روند. سعی کنید محلی را که به شما آرامش می دهد را پیدا کرده و آنجا به آرمش برسید.

?? همه چیز را ساده بگیرید: تا آنجا که می توانید از کنار همه چیز به راحتی بگذرید. آیا همیشه باید درتمام مهمانی ها و گردهمایی هایی که دعوت شده اید، شرکت کنید؟! آیا باید از کودکان خود بیشتر از سنشان انتظار داشته باشید؟!

??? تلویزیون را خاموش کنید: خیلی از مواقع اخبار تلویزیون پر از خبر های بد است. همچنین تلویزیون وقت بسیار زیادی از ما می گیرد، وقتی که ما می توانستیم به مسایل مفید دیگر اختصاص دهیم. بسیاری از افراد ادعا می کنند که در طول روز زمان کافی ندارند، اما اگر تلویزیون را خاموش کنند، می بینند که چقدر وقت آزاد خواهند داشت.

??? بخوابید!
به اندازه کافی بخوابید تا بتوانید نیروی کافی برای مبارزه با استرس و اضطراب را داشته باشید. اگر شما شب راحت بخوابید، بدن شما در طول شب راحت تر می تواند با استرس ها مبارزه کند.

??? به اندازه کافی آب بنوشید: آمریکایی ها ??% از کالری بدن خود را به وسیله مواد مایع ، می سوزانند. نوشیدن آب به اندازه کافی، باعث می شود که تمام قسمت های بدن به درستی کار کنند. هیچ گاه فکر نکنید که با نوشیدن زیاد آب می توانید به وزن ایده آل خود برسید و یا برای اینکه فلان لباس اندازه شما شود، آبدرمانی را شروع کنید. بلکه همیشه به فکر سلامتی بدن و ذهن خود باشید و ابن نکته را مد نظر نگه دارید که همیشه به دنبال راه هایی باشید که به وسیله آن بتوانید در این دنیای ماشینی و پر سر و صدا، به راحتی و بدون استرس واضطراب زندگی کنید



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » حسن 2020 ( چهارشنبه 89/6/10 :: ساعت 6:13 عصر )
»» پیام تسلیت

شهادت امام اول شعیان جهان تسلیت باد و ما را از دعای خیرتان ازیاد نبرید

نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » حسن 2020 ( چهارشنبه 89/6/10 :: ساعت 5:47 عصر )
»» پیامبر و شیطان

روزی پیامبر اکرم(ص) از راهی عبور می کردند در راه شیطان را دیدند که خیلی ضعیف و لاغر شده است از او پرسیدند: چرا به این روز افتاده ای؟ گفت یا رسول الله از دست امت تو رنج می برم و در زحمت بسیار هستم

 پیامبر اکرم(ص) فرمودند:مگر امت من با تو چه کرده اند؟ گفت: یا رسول الله امت شما شش خصلت دارند که من طاقت دیدن و تحمل این خصایص را ندارم اول: این که هر وقت به هم می رسند سلا م می کنند دوم اینکه با هم مصافحه دست دادن می کنند سوم اینکه هر کاری که میخواهند انجام دهند ان شاالله می گویند چهارم اینکه استغفار گناه می کنند پنچم این که تا نام شما را می شنوند صلوات می فرسند و ششم اینکه ابتدای هر کاری بسم ا.... الر حمن الرحیم میگویند



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » حسن 2020 ( پنج شنبه 89/6/4 :: ساعت 11:49 عصر )
<      1   2   3      >
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

شب جدایی شرکت دل آواز
چهارمین نشانه سکته نیز مشخص شد
سم شیرین! باید بخوانید
هشدار عابر بانکی.
حکایت
از بیانات یک زن
سه راهبرد اصلی برای کاهش آلودگی هوای فضاهای درونی:
نوشته ای از گلم
نوشته ای از گلم
تنهایی
جنرال
آقایان: چطور در مشاجره با خانم ها پیروز شویم
نها بازمانده یک کشتی
مردمان یورتال
همسرداری
[همه عناوین(28)][عناوین آرشیوشده]

>> بازدید امروز: 4
>> بازدید دیروز: 1
>> مجموع بازدیدها: 9641
» درباره من

حرفهای حسن اقا

» فهرست موضوعی یادداشت ها
خوب وبد . دهان دوخته . سلام . سلام بر مهدی . شنای دوستی . نجوای شبانه2 . نجوای1 .
» آرشیو مطالب
مرداد 89

» لوگوی وبلاگ


» لینک دوستان
.: شهر عشق :.
آموزش تست زدن کنکور
دهاتی

» صفحات اختصاصی

» لوگوی لینک دوستان










» وضعیت من در یاهو
یــــاهـو
» موسیقی وبلاگ

» طراح قالب